ویکی پیانو
بدون نظر مشاهده

مارتا آرگریچ Martha Argerich


مارتا آرگریچ پیانیست آرژانتینی در ۵ ژوئن ۱۹۴۱ در بوئنس‌آیرس متولد شد.او یکی از بزرگترین پیانسیت‌های کنونی است . منتقدان و دوستداران موسیقی کلاسیک صدای ساز،انرژی و احساسات تند او را هنگام اجرای پیانو با ولادیمیر هوروویتز(Vladimir Horowitz)‌ افسانه‌ای‌ مقایسه می‌کنند.
مارتا آرگریچ کمتر به تنهایی بر صحنه ظاهر می‌شود او ترجیح می‌دهد درخشش خود را با موسیقیدان‌های دیگر سهیم شود.همچنین به عنوان یک سولیست در مقایسه با پیانیست‌های دیگر کارهای ضبط شده‌کمتری دارد.

آلن لینکویسکی( Allen Linkowski) می‌گوید : اگرچه ‌آثار ضبط شده مارتا آرگریچ بسیار با ارزش و شامل کارهای باخ،بارتوک‌،بتهوون‌‌،‌برامس‌،پروکفیف‌،راخمانینف‌،راول‌،شوبرت‌،شومان ،و چایکفسکی می‌باشد اما  این دیسکو‌گرافی برای پیانیستی در مقام آرگریچ بسیار کم بوده و اجراهای عمومی‌اش با گذشت زمان کم و کمتر شده .

باب کوان (Bob Cowan ) از مجله ایندیپندنت می‌گوید:آرگریچ از نواختن پیانو لذت می‌برد اما احساس ناخوشایندی در مورد کسب و کار از طریق موسیقی به عنوان یک پیانیست دارد.بی میل ،در عین حال نه کاملا در انزوا، آرگریچ فقط جزئی از شاهکارهایی را که می‌شناخت و عاشقشان بود را به دنیای موسیقی اهداء کرد.گویا این عدم تمایل  ریشه در تمایلش برای اجرای بدون نقص و فشارهایی است که در دوران کودکی متحمل شده،بطوری‌که خودش لحظات کودکیش را برای یورا مارگولیس چنین توصیف می‌کند:

هنگامی‌که خیلی کوچک بودم و حدود ۸ سال داشتم می‌بایست یکی از کنسرتوهای موتسارت را اجرا می‌کردم، قبل از اجرای کنسرت به مکان خلوتی رفته زانو زدم و به خودم گفتم:اگر حتی یک نُت را اشتباه  کنم نابود خواهم شد .نمی‌دانم چرا اینطور فکر می‌کردم؟! اما حتی یک نت را هم جا نیانداختم

علاقه مارتا به موسیقی از سن ۳ سالگی آشکار می‌شود .یک کودک با استعداد‌ و نابغه ، مادرش نام او را خیلی زود در کودکستان می‌نویسد .یک روز یکی از همکلاسی‌هایش می‌گوید: «تو بلد نیستی پیانو بزنی» مارتا فورا از جایش بلند می‌شود و شروع می‌کند به اجرای آهنگی که معلم همیشه در کلاس می‌نواخت .این کودک نابغه توانست  تنها با شنیدن آهنگ آن را به طور کامل بنوازد . مادر متوجه استعداد ذاتی و نبوغ مارتا شد و او را نزد پیانیست مشهور ایتالیایی اسکارا موزا (Scaramuzzo) ‌برد . مارتا آرگریچ فراگیری جدی موسیقی را از سن ۵ سالگی زیر نظر این استاد آغاز کرد ،اما به عنوان یک کودک زمان آزاد زیادی برای بازی و تفریح نداشت چرا که مادرش او را مجبور می‌کرد ساعات متمادی تمرین کند .

با اینکه اسکاراموزا به نظر مستبد می‌آمد و گاهی آموزش‌هایش جنبه سادیستیک و آزار گونه داشت اما  معلم برخی از نوازندگان مشهور آرژانتینی بود .

مارتا آرگریچ می‌گوید: هنگامیکه اسکاراموزا می‌خواست به عمد حرف نیشداری بگوید ،آن را با ملایمت و با سردی زیاد می‌گفت.حرفهایی مانند «تو یک سبک مغز نادان هستی و از این قبیل» و من مجبور بودم روی خال گوشتی او تمرکز کنم تا گریه‌ام نگیرد .او کاملا غیر قابل پیش‌بینی و غیرمنطقی اما معلم بزرگی بود .

اسکارموزا می‌گفت شاگرد یا مانند آهن است یا فولاد اگر آهن را خم کنی می‌شکند و هر چه زودتر بشکند بهتر است ولی اگر فولاد را خم کنی دوباره شکل اصلی خودش را به دست می‌آورد بنابراین مارتا  با تحمل روش‌های  اسکاراموزا  به پرورش استعداد موسیقی‌اش پرداخت.

مارتا آرگریچ در سن ۸ سالگی برای اولین بار قدرت و نبوغ خود را در اجرای کنسرتوهای«ر مینور موتسارت» و «دو ماژور بتهوون» به نمایش گذاشت، در ۱۱ سالگی این کودک نابغه کنسرتوهای شومان را بسیار ماهرانه اجرا کرد و در ۱۲ سالگی به اروپا رفت و تحت آموزش‌های استادان سرشناس دیگری از جمله مادام دینو لیپاتی(Dinu Lipatti) که روش آموزش خشنی داشت و بسیار سختگیر بود ،نیکیتا ماگالف(Nikita Magaloff) که او را تحسین می‌کرد .آرتور بنتدتی میکل آنجلی (Arturo Benedetti Michelangeli ) که مارتا را به تلاش بیشتر ترغیب می‌نمود و فردریش گولدا (Friedrich Gulda) استادی که آرگریچ از او به عنوان مهمترین و تاثیرگذارترین استاد خود یاد می‌کند.

آنچه بین فردریش گولدا و شاگردش رخ میداد خارق العاده بود.آرگریچ به زبان اسپانیایی صحبت می‌کرد و گولدا به زبان آلمانی آنها نمی‌توانستند با یک زبان واحد ارتباط برقرار کنند .در عوض از طریق موسیقی و نوعی زبان ساختگی که گولدا آنرا پان-رومانیک می‌نامید گفتگو می‌کردند.

مارتا آرگریچ طی مصاحبه‌ای با مارگولیس گفت:
طی یکی از جلسات اولیه ،گولدا سعی داشت ، بیان احساسی معین را در موسیقی به من آموزش دهد.پس از اینکه نتوانست کلمات مناسب را پیدا کند مرا به طرف دستشویی برده و یک اسفنج خیس برداشت و صورت خود را مرطوب کرد و بعد به صورت مرطوب خود اشاره کرده و گفت:مثل این مثل این…

او همچنین جلسات درس پیانو با مارتا را ضبط می‌کرد و سپس شاگرد جوانش را وادار به شنیدن درس‌های ضبط شده می‌نمود. به این ترتیب می‌توانست او را متوجه اشکال اجرای خود بکند.مارتا می‌گوید :استاد دوست داشت نظر مرا بداند که چه فکر می‌کنم ؟و چه احساسی دارم؟

گولدا اعتقاد داشت یک پیانیست به استعداد،راهنمایی مناسب و نوعی گستاخی و غرور به شکلی که شنونده را به شور و هیجان بیاورد نیاز دارد. به نظر می‌آمد آرگریچ یکی از شاگردان عزیزش توانست در همه این ویژگی‌ها بدرخشد.

در اروپا مهارت‌های اجرایی آرگریچ پیشرفت کرد و در سال۱۹۵۷ در سن ۱۶ سالگی ،در مدت کوتاه ۳ هفته ،او موفق به دریافت دو جایزه مسابقه بین‌المللی ژنو و مسابقه فروسیو بوزنی در ایتالیا شد.

پیانیست نوجوان در این مسابقات، راپسودی شماره ۶ فرانتس لیست را اجرا کرد و به دنبال این موفقیت‌ها شهرت بیشتری کسب نمود.مارتا آرگریچ احساس می‌کرد با این برنامه‌های سنگین از توان افتاده ، مصمم شد مدتی از ظاهر شدن در صحنه کناره بگیرد،اما مجددا در سال ۱۹۶۵ به عنوان موسیقیدان برتر ، موفق به احراز مقام اول مسابقه شوپن در ورشو لهستان شد.

1280x1280

در سال ۱۹۶۶  برای نخستین بار در ایالات متحده برای اجرا در لینکلن سنتر(Lincoln Center )در گروه نوازندگان بزرگ در نیویورک بر صحنه ظاهر شد و سپس به عنوان سولیست مهمان به همراه ارکسترهای بزرگی مانند سنفونی مونترال کانادا، ارکستر سنفونی شیکاگو ،ارکستر فیلارمونیک لوس‌آنجلس، ارکستر فیلادلفیا و ارکستر سنفونی تورنتو بر صحنه ظاهر شد.

بین سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ پیشنهادهای متعدد اجرای رسیتال‌ پیانو را نپذیرفت و دریافت زندگی یک موسیقیدان حرفه‌ای مزایا و مشکلات خود را به دارد.

آرگریچ می‌گوید: علاقه زیادی به نواختن پیانو دارم،اما دوست ندارم یک پیانیست حرفه‌ای باشم . معتقدم که تمرین نقش مهمی در زندگی یک نوازنده دارد اما سفرهای مدام و روش زندگی بدین‌گونه ، ربطی به اجرا یا خود موسیقی ندارد. به همین دلیل دوست ندارم یک کنسرت پیانست باشم .هنگامی که جوان و در حال تحصیل هستیم ، نمی‌دانیم پیانست حرفه‌ای بودن به چه معناست .

با این همه او منزوی نشد و اجرای برنامه‌هایش را با کارهای‌ باخ، موتسارت و‌ کارهای اصلی بتهوون ،شومان،شوپن ،بارتوک و مسیان ادامه داد. او بارها برای کار ضبط و اجرای صحنه با هنرمندانی چون گیدون کرمر(Gidion Kremer)میشا‌مایسکی(‌‌Maisky Mischa)‌،‌نلسن‌فریر‌(Nelson Freire‌)و الکساندر رابینویچ(Alexandre Rabinovitch) پیانیست و رهبر ارکستر همکاری نمود، و از سهیم شدن در این موقعیتهای برجسته با دیگر موسیقیدان‌های خوش قریحه بهره مند شد .مارتا آرگریچ هم چنین در تشویق پیانیست های جوان خستگی ناپذیر به نظر می‌آید .او طی فستیوال سالانه‌اش بارها به عنوان عضو هیئت داوران در رقابتهای مهم پیانو حضور داشت.

ایو‌و پوگورلیچ ( Ivo Pogorelić )پیانیست کرووات زمانی به عنوان یک موزیسین سرشناس مطرح شد که او را در دور سوم مسابقه بین المللی شوپن در ورشو حذف کردندو آرگریچ اظهار داشت که او یک نابغه بوده و با اعتراض هیئت داوران را ترک کرد .

آرگریچ ۳ بار ازدواج کرد . ثمره اولین ازدواجش با رابرت چن(Robert Chen) دخترش لیدیا چن می‌باشد.از سال  ۱۹۶۹تا ۱۹۷۳ با رهبر ارکستر چارلز دوتویت(Charles Dutoit) ازدواج کرده و با همکاری دوتوویت به ضبط و اجرا ادامه داد و از این ازدواج هم صاحب فرزندی به نام آنی دوتویت شد.همسر سوم آرگریچ استفان کواسویچ(Stephen Kovacevich) یک پیانیست بود که از او هم صاحب فرزندی به نام استفانی آرگریچ شد.

زمانی را که صرف تربیت فرزندانش می‌کرد سبب می‌شد مدتهای طولانی‌ای‌ را حتی بدون لمس پیانو بگذراند،اما قدرت اجرای پیانو را از دست نداد و دوباره بعد از مدتی به خوبی از عهده اجرای آثار بزرگ بر آمد .

مارتا آرگریچ علاوه بر موسیقی، زمانی را هم صرف توجه به مشغولیات دیگر می‌نماید.در طی این زمانها از نواختن ساز دور شده و فضاهای دیگری را غیر از فضای موسیقی تجربه می‌کند او از صحبت کردن و قدم زدن و گذراندن اوقاتش با غیر موسیقی‌دانها لذت می‌برد.

نویسنده: لورا های‌تاور (Laura Hightower)

ترجمه: کرشمه غریب

نظر بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. قسمت های ضروری با علامت *مشخص شده اند *

18 − دو =

RELATED ARTICLES
تماس با ما
تلفن:32523891 -026
ایمیل :info@wikipiano.ir
وب سایت:www.wikipiano.ir
خبرنامه

Back to Top