ویکی پیانو
بدون نظر مشاهده

مالیخولیا Melancholia

مالیخولیا


نویسنده و کارگردان: لارس فون تریه

بازیگران: کریستن دانست-شارلوت لوسی گنزبور-کبفرساترلند

آهنگساز: ریچارد واگنر

12

Alexander-Skarsgard-and-Kristen-Dunst-in-Melancholia-Photo-Credit-Christian-Gesinaes

melancسholia

Picture-41

Melancholia-Melancholia-and-Moon

داستان فیلم:

فیلم مالیخولیا از یک «مقدمه» و دو بخش به نامهای دو خواهر فیلم یعنی «جاستین» و «کلیر» تشکیل شده است. در فیلم مالیخولیا  در واقع دو داستان در کنار یکدیگر رخ می دهند. از یک سو جشن عروسی جاستین قرار است برگزار شود اما همه چیز خراب می شود. ماشین عروس و داماد میان راه می ماند، اعضای خانواده عروس و داماد در شب عروسی مشکلات خویش را نشان می دهند و رازهای پشت پرده بیرون می ریزد. جاستین هر چه بیشتر در مسیر شب گرفتار بیماری افسردگی و دپرسیون خویش می شود و ما شاهد آن روی دیگر جهان مدرن و خواب مدرن هستیم. جهان مدرنی که می خواهد خودآگاه و موفق باشد و حال کابوس نهفته در پشت رویاهایش کم کم خویش را نشان می دهد و رویایشان را بهم می ریزد. از طرف دیگر حضور سیاره ای به نام «مالیخولیا» و خطر تصادف او با زمین و مرگ زندگی و زمین هر چه بیشتر در فیلم حضور می یابد. گویی ما از یک سو با حضور ناآگاهی و بحرانهای فردی در جهان معمولی و شکست این جهان سمبولیک روبروییم، با شوکهای خانوادگی و عشقی روبروییم و از طرف دیگر با حضور جهانشمول « بحران و مرگ»، با حضور «ساحت رئال یا ساحت واقع» لکان و رشد کویر، رشد حس پایان جهان انسانی روبروییم. بازیگران و داستانهای آنها در لحظه تلاقی این دو ساحت «نمادین یا همان واقعیت معمولی» و «ساحت رئال یا مرگ و خشونت» قرار گرفته اند و با «شوک و کابوس» پایان جهان خویش و رویاهای خویش روبرو می شوند.

در بخش دوم مالیخولیا به نام «کلیر» هر چه بیشتر این شوک و دیدار «هولناک با دیگری»، دیدار هولناک با «مرگ و پایان جهان» روبرو می شویم و فیلم ما را با برخوردهای متفاوت این فیگورها با «مرگ و کویر و پوچی» روبرو می سازد. کلیر می خواهد با باور به حرفهای شوهرش از ترس و هراسش از مرگ در پیش رو بگریزد. شوهرش که یک انسان موفق و پولدار و علاقه مند به کیهان شناسی است، به حالت یک دانشمند مدرن، انسان مدرن مرتب از پیروزی زندگی بر مرگ، از پیروزی سلامت بر بیماری، سخن می گوید، اما سرانجام به حماقت نهفته در سخنش پی می برد و خود را می کشد، حال کلیر می خواهد فرزندش و خودش را نجات بدهد، یا می خواهد با لیوانی شراب و در جمع خانوادگی منتظر مرگ بماند اما سرانجام به حرف خواهرش گوش می دهد که برخلاف او و از زمان حضور مشخص تر مرگ، افسردگیش بهبود یافته است، حالش بهتر شده است و هر دو مرگ و پایان را می پذیرند، به هم نزدیک می شوند و در کنار یکدیگر و همراه با فززند کلیر در یک « غار خیالی و نمادین» به انتظار مرگ می نشنیند و فیلم با مرگ آنها و نابودی زمین و با موزیک اپرای واگنر به پایان می رسد.

نظر بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. قسمت های ضروری با علامت *مشخص شده اند *

پنج + 9 =

RELATED ARTICLES
تماس با ما
تلفن:32523891 -026
ایمیل :info@wikipiano.ir
وب سایت:www.wikipiano.ir
خبرنامه

Back to Top